پارساپارسا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 17 روز سن داره

◕‿◕ پارسا قصه هایی از لبخند خدا◕‿ ◕

کچل کردن

1391/9/28 9:05
نویسنده : مامان
2,284 بازدید
اشتراک گذاری

      من هنوز از زمان تولدم تا حالا موهامو کوتاه نکرده بودم وچندتار از موهام خیلی بلند شده بودند.

 

قبل

 

 

بعد

     اون شب بابا مامان اول از من چند تا عکس با همون موهام گرفتند وبعد هم یه پیشبند بلند دورم بستندو بابایی با ماشین شروع به کوتاه کردن موهای من کرد ولی یه دفعه موهای منو تا ته زد ومجبور شدند منو کچل کنندمامان گریه میکردوبه بابایی می گفت نکن بابایی هم می گفت چیکار کنم آخه اینجوری که نمی شه صبر کن قشنگ می شه.

     بعد از کچل شدنم منو بابایی به حمام رفتیم. بابایی می گفت : شستن سر من خیلی باحال شده مامان هم منتظر اومدن من از حمام بود . وقتی بیرون اومدم مامان حوله به تنم کرد و آروم خندید .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)