پارساپارسا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 18 روز سن داره

◕‿◕ پارسا قصه هایی از لبخند خدا◕‿ ◕

جشن

       یکشنبه     1392/8/5      امشب من  به همراه خانواده ام به جشنی رفتیم که خیلی خیلی خوش گذشت اول سایه بازی بعد تقلید صدا      در آخر هم اجرای زیبا وصمیمی از آقای علی لهراسبی اجرا شد     پارسا تونست با یکی از نوازنده های گروه آقای لهراسبی عکسایی صمیمی وزیبا بگیره واین شخص کسی نبود جز آقای سینا زکایی نوازنده فلوت     که واقعا کارشون خیلی زیبا بود   ...
10 آبان 1392

جشن غدیر تا قربان

      سه شنبه     1392/7/29      امشب جشنی به مناسبت عید های اخیر(عید قربان - عید غدیر) در منطقه ویژه عسلویه ترتیب داده بودند که من وگل پسر با سرویسا از جم به جشن رفتیم و بابا محمدم از اداره به ما پیوست . جشن کوتاه ولی خوبی بود از هنرمندانی محمود ایرانی ــ تقلید صدا ـ ـ وهمین طوراز خواننده خوبمون مهدی یراحی ــخواننده تیتراژ ماه عسل ــ در این جشن شرکت داده بوند به همه خوش گذشت ولی در آخر هرچی از پارسا خواستیم تا بره و با این هنرمندا عکس بگیره نرفت که نرفت وبه دنبال دوستاش مشغول بازی شد.      منم عکسای تنها عکسایی از این هنرمندان گذاشتم محمود ایرانی ــ...
10 آبان 1392

عید وبع بعی

این بع بعی رو هم مامان به مناسبت عید قربان برای گل پسرم درست کردم که خیلی هم دوست داشتش پارسا وبع بعیش پارسا جونم درحال عکاسی از بع بعیش اینم یه عکس از پارسا که از بع بعی ودورینش گرفته پارسا وبع بعی اینم گله بع بعی های پارسا در عید قربان ...
25 مهر 1392

عرفه

            عرفه، روز نیایش، روز بارش چشم‌های خاکیان، فرصتی برای دوباره یافتن خویشتن خویش در کوچه‌های گمگشتگی‌های تکراری و هنگامه.         روز نهم ذی الحجة، روز عرفه، روزی است که حق تعالی بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود خوانده و مَوائد جود و احسان خود را برای ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده تر و خشمناکترین اوقات خواهد بود. ...
23 مهر 1392

آغاز سال تحصیلی

  اولیــــــن روز دبستــــــان باز گرد کودکی ها شاد وخنـــــدان باز گرد درسهای سال اول ســــــــــاده بود آب را بابا به ســــــــــارا داده بود درس پـــندآموز روبــاه وخروس روبــه مــــکارو دزد چاپـــــلوس روز مهمــــانی کوکب خانم است سفره پر از بـــوی نان گندم است کاکلی گنجشــــــــکی باهوش بود فیل نادانی برایــــــــش موش بود با وجود ســـوز وســـرمای شدید ریـزعلی پیراهن از تــن می درید کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت دوشمان از حلقه هایش درد داشت گــــرمی دســـــتانـــــمان از آه بود بـرگ دفـتـــــرهایمـان از کـاه بود مانده در گوشم صدایی...
1 مهر 1392