پارساپارسا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 18 روز سن داره

◕‿◕ پارسا قصه هایی از لبخند خدا◕‿ ◕

دریا و یه عالمه لاک پشت و خرچنگ شنی

      جمعه  1392/9/29       امروز صبح ساعت 7:30 دقیقه از خواب بیدار شدیم به رستوران شیرینو رفتیم وبعد از اون با هم به کنار دریا رفتیم.امروز برای اولین بار پسر گل من با سطل شنش بازی می کرد واینطور به نظر میومد که از این کار واقعا لذت می بره .اون با شابلون هایی که داشت با همکاری منو بابایی یه عالمه خرچنگ و لاک پشت ساخت. ...
16 دی 1392

پارسا در سرزمین عجایب

برید کنار من دارم میام          آلاد هم با ما اومده بود دیگه آراد هم خسته شده بود... آخه پارسا همه اسباب بازی ها را سوار شده بود حتی گاها بعضی از اونهارو دوبار   ...
15 دی 1392

تولد پارسا

      پنج شنبه   1392/8/23      امروز تولد پسر گل منه ومصادف شده با شهادت امام سوم ما امام حسین (ع).به همین خاطر امسال مجبور شدیم تا چند روزی جشن تولد گل پسرمو به تعویق بندازیم.       ولی عزیز مامان بازم تولدت مبارک. ...
15 دی 1392

جشن کودک

      امروز وقتی پارسا وبابایش دوتایی خوابیده بودند منم اتاقو با عروسکای پارسا تزیین کردم ویه جشن خانوادگی با هم دیگه در کنار هم گرفتیم.  
29 آبان 1392

محرم

باز محرم رسید، ماه عزای حسین          سینه ما می شود، کرب وبلای حسین کاش که کمتر شود،غفلت وجرم وگناه           تا که بگیــــرم صفــا، از برکات حســین ...
13 آبان 1392

اولین آمپول زدن پارسا

      دوشنبه   1392/8/13           پارسا چهار روزه که خیلی سرما خورده .شب ها اونقدر تب می کنه که منو بابا محمد گاها فقط چند ساعت می خوابیم ولی طفلک پارسا همش بی حال وخواب .     امشب دوباره رفتیم دکتر .دکتر هم به اون آمپول داد ولی اینبار اولین باری بود که پارسا آمپول میزد مرتب می گفت درد داره منو بابایی هم می گفتیم نه فقط یکم می سوزه.    آخر نوبت زدن آمپول رسید پارسا گریه می کرد واز این کار ممانعت ولی در کل بازم خیلی پسر خوبی بود فقط همون اول یکم گریه کرد وخیلی زود آروم شد ...
13 آبان 1392

جشنواره کودک

      پنج شنبه    1392/8/12      امروز از ساعت 4 بعدازظهر من وبابایی همراه پارسا جونم به جشنواره کودک رفتیم وکلی هم به هممون خوش گذشت جای شما هم خالی     اول از بچه ها یکی یکی عکس می گرفتند ولی جیگر طلای مامان خواب بود وامروز نمی تونست ژستای قشنگ بگیره     بعد از اون هم بچه در یه اتاق دیگه مشغول نقاشی کشیدن شدند       البته نمی دونیم اینجا اتاق نقاشی برای کودکان بود یا برای مادران       ما با پارسا به اتاق بازی رفتیم .توی اونجا با حلقه ها مشغول بازی شدیم   &nb...
10 آبان 1392