پارساپارسا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 19 روز سن داره

◕‿◕ پارسا قصه هایی از لبخند خدا◕‿ ◕

ریش من کو؟

     پنج شنبه   1392/5/3      امروز ظهر وقتی من از بابایی خواستم تا صورتشو اصلاح کنه یدفعه پارسا با سراسیمه از پذیرایی به سمت اتاقش رفت در حالیکه می گفت من برم ریشمو پیدا کنم.     خیلی با مزه وجالب می گفت انگار واقعا چیزیشو گم کرده بود .
3 مرداد 1392

عروسی

       پنج شنبه     1392/4/7        امروز ما با مادرجون وپدرجون ودایی امیر همگی به سمت یزد راه افتادیم آخه امشب عروسی دعوتیم .        عروسی پسر عمه مامان.       خیلی جالب وبا مزه بود وسط مراسم یه دفعه دیدیم که دست یه دختر هم سن وسال خودت وگرفتی وشروع کردی به رقصیدن .       ولی افسوس که اونقدر متعجب وشوک زده بودم که یادم رفت از ون صحنه یه عکس یا فیلم بگیرم. ...
3 مرداد 1392

رفتار پارسا با پسر خاله جدید

       راستش اول من خیلی می ترسیدم که نکنه گل پسر من به پسر خاله جدید حسادت کنه و مشکلی پیش بیاد  ولی مادر الهی صد ساله بشی مثل یه مرد بود        برخلاف تصور ما نه تنها حسادت نمی کردی حتی هر وقت گریه می کرد سریع پیش خاله میومدی وبه اون با عجله ونگرانی می گفتی خاله آراد داره گریه می کنه                      ...
3 مرداد 1392

نماز خوندن پارسا

      این روزا پارسا هم شاید تا حدودی ماه رمضان ودرک کرده باشه چون توی این روزا ما با هم دیگه  وشبا با بابایی به مسجد می ریم ونمازمونو به جماعت می خونیم . البته گل پسر مامان هم از این حرکت ما در این مدت استقبال کرده وگاهی هم خیلی قشنگ کنار ما نماز می خونه. ...
3 مرداد 1392

مسابقه

      چهارشنبه   1392/5/2       امشب آخرین فرصت برای شرکت در مسابقه نی نی شکمو است منم خیلی دوست داشتم که شما در این مسابقه شرکت کنید ،پس یه کیک گرفتیم وبا بابایی شروع کردیم به عکس گرفتن از شما ولی بعد از فرستادن جوابی دریافت نکردیم من خیلی ناراحتم.خیلی خیلی ناراحت      اینم عکسایی که فرستادم   ...
3 مرداد 1392