پارساپارسا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 17 روز سن داره

◕‿◕ پارسا قصه هایی از لبخند خدا◕‿ ◕

اومدن به خونه

1392/4/24 19:19
نویسنده : مامان
230 بازدید
اشتراک گذاری

                1389/8/23

     

    

      بعد از دو روز بابایی دنبال منو مامان و مادر جون اومد وما رو از بیمارستان به خونه مادرجون آورد،مامان خیلی دوست داشت که برای اولین بار ما به خونه ی خودمون بریم ولی خونه ی ما خیلی دور بود _شهرستان جم در استان بوشهر مامان میگه اونجا یه جاییه بین شیراز و عسلویه _

     پدرجون وخاله منتظر ما بودند یه بع بعی سفید تپل هم اونجا بود که سرشو بریدند _گفتند اینو برای ورود منو مامان سر بریدند _ همون وقت بود که مامان گفت چه جالب امروز روز عیدقربان عرباست یعنی 9 ذی الحجه .

     هوا سرد بود ولی همه دور هم جمع بودیم واین سردی رو کمتر حس می کردیم. 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)