اولین سفر هوایی من با مامان
مادر جون چند شبی است که مدام زنگ می زنه
ومی گه دلم برای من تنگ شده
.
بابایی هم که مادر جونمو خیلی دوست داره
برای من ومامان بلیط گرفت و ما رو به اصفهان فرستاد . مامان برای من کمی شیر در شیشه گذاشت تا در پرواز به من بده تا گوشای من درد نگیره
. بابایی ما را به فرودگاه برد وبعد از یه خداحافظی
طولانی سوار هواپیما شدیم .پرواز برای من ومامانی خوب بود . وقتی به اصفهان رسیدیم مادر جون وپدر جون به همراه خاله ودایی امیر به استقبال ما آمده بودند
.همگی خوشحال بودند ومنو مدام از هم می گرفتند
ومی بوسیدند
ومی گفتند چقدر تغییر کردم وبزرگتر شدم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین سفر هوایی من با مامان
