پارساپارسا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 17 روز سن داره

◕‿◕ پارسا قصه هایی از لبخند خدا◕‿ ◕

اولین سفر هوایی من با مامان

1391/11/3 9:41
نویسنده : مامان
214 بازدید
اشتراک گذاری

      مادر جون چند شبی است که مدام زنگ می زنه ومی گه دلم برای من تنگ شده.

      بابایی هم که مادر جونمو خیلی دوست دارهقلب برای من ومامان بلیط گرفت و ما رو به اصفهان فرستاد . مامان برای من کمی شیر در شیشه گذاشت تا در پرواز به من بده تا گوشای من درد نگیرهاوه. بابایی ما را به فرودگاه برد وبعد از یه خداحافظی طولانی سوار هواپیما شدیم .پرواز برای من ومامانی خوب بود . وقتی به اصفهان رسیدیم مادر جون وپدر جون به همراه خاله ودایی امیر به استقبال ما آمده بودند.همگی خوشحال بودند ومنو مدام از هم می گرفتندبغل ومی بوسیدند ماچومی گفتند چقدر تغییر کردم وبزرگتر شدم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)