پارساپارسا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 17 روز سن داره

◕‿◕ پارسا قصه هایی از لبخند خدا◕‿ ◕

شب یلدا

1391/12/1 16:22
نویسنده : مامان
325 بازدید
اشتراک گذاری

      پنج شنبه  1390/10/1

    

     امروز صبح منو مامان به همراه مادرجون وخاله به اصفهان رسیدیم.

     پدرجون به استقبال ما اومده بود. من از دیدنش خیلی خوشحال شدم طوری که دستای خاله رو رها کردم ودویدم بغل پدرجون.

      خاله رو دم در خونشون پیاده کردیم وقتی به خونه رسیدیم دایی امیر و بیدار کردم .کمی بازی کردیم وبعد تصمیم گرفتیم بخوابیم.

      شب که شد من مامان رفتیم خونه مامانی تا بلندترین شب سال وکنار مامانی ، عمو مهدی ، عمه منیر ، عمو محمود وخانواده هاشون باشیم.

     جاتون خالی خوش گذشت وتا نیمه های شب بیدار بودیم .

نایت اسکین

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)