پارساپارسا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 17 روز سن داره

◕‿◕ پارسا قصه هایی از لبخند خدا◕‿ ◕

اومدن مادر جون وخاله

1392/12/17 9:42
نویسنده : مامان
577 بازدید
اشتراک گذاری

       دوشنبه   1392/11/6

      امروز صبح ساعت 4 صبح زنگ تلفن به صدا در اومد راستش اول خیلی ترسیدیم آخه قرار بود پدرجون ومادرجون فردا صبح راه بیوفتند و...

     بعد از برداشتن گوشی تلفن 100.gif بابایی برگشت وگفت: خاله ست میگه ما نزدیک خونه شماییم هیچ تاکسی هم نیست .اول فکر کردیم فقط یه شوخیه برای اینکه مطمئن بشیم دوباره زنگ  زدم ولی درست بود.

    همون لحظه پارسا تازه بیدار شده بود وقتی خبر اومدن آراد niniweblog.comومادرجون وخاله رو فهمید با خوشحالی می خندید ومرتب اومدنشونو تکرار می کرد. بعد هم به همراه بابایی دونبالشون رفت واونارو به خونه آوردند.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)