عید دیدنی
1392/1/1
روز اول عید بود بابایی هنوز به باباشون سر نزده بود البته بابای بابا سالهاس که از جمع ما رفتند.
ما رفتیم باغ رضوان ولی گل پسر شما خوابتون برد چند تایی گل خریدیم وتوی گلدون های خودشون گذاشتیم.بعد از خوندن فاتحه هم به راه افتادیم وادامه دید و بازدیدمونو انجام دادیم. یعنی رفتیم خونه عمو مهدی . جای شما هم خالس شام اونجا موندیم پارسا هم تا تونست با محمدحسین ومسیح وملیکا بدو بدو کردند وشیطونی .آخر شب هم دوباره به خونه مادرجون برگشتیم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عید دیدنی
